تبلیغات
فرشته مهربانی - ضرورت نمازگزاری (چرا نماز بخوانیم؟)
فرشته مهربانی
هرچیزی که بخوای
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


هرچیزی که توبخوای درهرزمینه ای

مدیر وبلاگ :محمدامین نجفی فینی
نظرسنجی
به نظرشمادربازی جمعه پرسپولیس-استقلال چه نتیجه ای رغم خواهدخورد؟




برخی از نمازگزاردن تنها تصوری عابدانه و زاهدانه دارند و نماز را وسیله ای برای کرنش و خضوع در مقابل خداوند می دانند، بی آنکه از آثار آن در اصلاح و تربیت نفس و کنترل حیات اجتماعی بشر آگاه باشند. چنین نگرشی به دلیل جداکردن ضرورت های نمازگزاری از روند زندگی انسان، آن را عبادتی ویژه زاهدان نشان می دهد. به همین جهت،بنا به درخواست خانم زینب روحانی،در این مقاله تلاش می کنیم با یافتن پاسخ های جامع و دقیق برای این پرسش که «چرا نماز بخوانیم؟» زاویه نگرش به این موضوع را تغییر دهیم تا با دیدی گشوده و از روی اختیار و لذت به نماز روی آوریم.

تأمین نیاز درونی و روانی انسان

بی شک، انسان برای گریز از زندگی حیوانی و راهیابی به زندگی انسانی و حیات طیبه و تخلّق به اخلاق کریمه و رهایی از افسردگی ها به یک عامل مهار کننده نیازمند است که روح او را در کنترل و تسخیر خود قرار دهد و پرهیز از انحراف و جنایت را بر او الزام کند و روح نوع دوستی، عاطفه و محبت را بر وی ببخشد و به هنگامی که پژمرده و افسرده می گردد، او را طراوت بخشد. بسیاری از روان شناسان، جامعه شناسان و کارشناسان تربیتی بر این مسأله اتفاق نظر دارند که این نیرو از منبع اعتقاد دینی و معنویت نشأت می گیرد. هنری لنک- روان شناس معروف انگلیسی- پس از پژوهش های گسترده بالینی که بر روی بیش از ده هزار انسان افسرده مجرم و تبهکار انجام داد، چنین گفت:
اینک به خوبی اهمیت اعتقاد دینی را در زندگی انسان درک می کنم و در خلال تمامی آزمایش ها، این نتیجه مهم را دریافته ام که هر کس به دین و اعتقاد دینی گردن بسپارد یا با عبادتکده ای در ارتباط باشد از شخصیت انسانی والاتری برخوردار است و در مقایسه با آن کس که ایمانی ندارد و با عبادتی در تماس نیست، کرامت خاصی دارد.(1)
قرآن کریم نیز »ذکر خدا» را به عنوان برترین داروی آرام بخش و شفادهنده قلب ها معرفی می کند و «نماز» را به عنوان مصداق برتر ذکر می داند.(2) به این ترتیب، همه آشوب ها و تشویش ها، تمامی ناآرامی ها و اضطراب ها با به پاداشتن نماز در فواصل گوناگون مهار می شود. احساس بی ثباتی و بی اعتباری در جهان طبیعت و فناپذیری و محدودیت زندگی دنیایی و عدم پاسخگویی طبیعت به احساس نیاز پایان ناپذیر انسان اضطرابی همیشگی و غربتی جاودانه را بر روح انسان چیره می گرداند. در چنین فضایی است که نماز پیوند انسان را با ذات فناناپذیر برقرار می کند و به او جاودانگی را نوید می دهد. گویا نماز دستی برآمده از سوی انسان است به سوی آن که می تواند پاسخگوی نیاز او باشد. از این رو، انسان به هنگام نماز طمأنینه و آرامش خود را باز می یابد و به زندگی و حیات خود امیدوار می گردد. مشروط بر آن که در این سیر عامل پیوند دهنده اصلی یعنی «روح» غایب نباشد.
البته توجه به این نکته لازم است که مکتب ما نقش دیگر عوامل را در کاهش و کنترل ناآرامی ها و اضطراب ها به هیچ وجه انکار نمی کند و نماز را تنها راه آرامش معرفی نمی کند. بلکه ارضای غریزه جنسی(3) و تأمین نیازهای اقتصادی(4) را از دیگر عوامل آرام بخش انسان می داند.
و این گونه نیست که به کسی که تحت فشار جنسی قرار دارد نماز را به عنوان تنها راه برطرف شدن نیاز جنسی توصیه کند.(5) یا شخص گرسنه را به جای صرف غذا به نماز دعوت کند، با این حال امکانات محدود دنیا نیز قدرت پاسخگویی کامل به نیازهای نامحدود انسان را ندارد و تاکنون نمونه ای دیده نشده است که بی بند و باری های جنسی و یا فراوانی ثروت عامل غایی آرامش در انسان باشد و یا دیده نشده که مدیریت اجتماعی کشورهایی که به آزادی مطلق جنسی عقیده دارند، از بهداشت روانی جامعه خود اظهار رضایت کامل کرده باشند. زیرا انسان برای رسیدن به آرامش پایدار نیازمند آن است که با قدرت برتر فناناپذیر ارتباط برقرار کند و به آرامش های موردی و زودگذر دل نبندد.
رابطه با خداوند چنان آرامشی در وجود انسان ایجاد می کند که نمی توان آن را با دیگر عوامل آرامش بخش، که جز نقش مقطعی ایفا نمی کنند، مقایسه نمود. به این ترتیب نماز بدون نفی دیگر عوامل خود را به عنوان اصلی ترین بستر طمأنینه بشر جلوه گر می سازد.

پرورش تمرکز ذهن

در بسیاری موارد «تمرکز» به عنوان اصلی ترین عامل، برای موفقیت انسان کفایت می کند. این کارآیی نه فقط در فعالیت مادی انسان، بلکه گاهی تا حد مسایل ماورایی و مرموز هستی، گسترده می شود. بدین معنا که حتی عملیات شگفت انگیز مرتاضان هندی، طریقه های پیشرفت و سیر و سلوک در مکتب های عرفانی و مذهبی شرق دور از جمله ذن، بودیسم، یوگا و... راه های دیدن حقیقت اشیا در مقایسه با مشاهده معمولی آنها، روش های کشف و شهود و مراقبه در فرقه های تصوّف و بسیاری دیگر، تنها از طریق دست یافتن به درجاتی از تمرکز محقق می گردد.
همان گونه که پیش تر اشاره شد، اضطراب ها و تنش های روانی از بیماری های مهلکی است که انسان معاصر را تهدید می کند و به همین دلیل روان تحلیل گران و روان شناسان می کوشند تا بحران های روحی را مهار کنند. از طرفی مهار این پراکندگی های درونی شرط نخست دستیابی به نبوغ و درایت است در این مورد، مطالعات مختلف علمی و پژوهشی و نظریه پردازی های گوناگونی صورت پذیرفته است که از آن جمله می توان به پژوهش های گاردنر مورفی درباره متوجه ساختن اندیشه و فعالیت به موضوعی معین اشاره کرد.(6)
حضور قلب، یکی از معانی بلند و رفیع نماز است که حقیقت نماز به آن بستگی دارد. به طور کلی، در اسلام نمازی معتبر است که هماره با حضور قلب باشد.انسان برای این که در نماز حضور قلب داشته باشد، می بایست ذهنش را با یاد خدا متمرکز کند و خود را در محضر خداوند ببیند و به اموری که با این وضعیت مغایرت دارد، توجه نکند.
نمازگزار در هنگام نماز فکرش را در مدار تمرکز قرار می دهد ذکر و یادش را به خداوند منحصر می کند. بدین ترتیب، برپادارنده حقیقی نماز در عبادت روزمره خویش، با برخورداری از حضور قلب در واقع تمرکز حواس را بارها تمرین می کند و بدین وسیله این ویژگی نیکو را در وجود خود، نهادینه می سازد تا با بهره گیری از آن در دیگر عرصه های زندگی، موفقیت را در همه ابعاد ممکن نصیب خویشتن سازد. گذشته از این تمرکز به یک آرامش روانی احتیاج دارد که نماز آن را تأمین می کند.

برقراری عدالت اجتماعی

نمازگزار باید شرایط خاصی را در مورد لباس، درآمد، مکان نماز، رعایت حقوق مردم مانند پرداخت زکات، پرهیز از غیبت و توجه به حقوق دیگران و... مورد نظر قرار دهد تا نماز او مورد قبول خداوند قرار گیرد. این پی آمدها که تمامی زوایای زندگی انسان را متأثر از خود می کند، تأثیر نماز را از محدوده یک عمل فردی و شخصی فراتر می برد و به صورت یک جریان اصلاحی و پدیده ای اجتماعی در متن زندگی ظاهر می کند و در واقع، مسیر برقراری عدالت اجتماعی را هموار می کند.

دست یابی به وقار اخلاقی و شخصیتی

به گفته قرآن یکی از اعمالی که اخلاق و شخصیت انسان را به شدت تحت تأثیر و نفوذ خود قرار می دهد، نماز و مداومت بر این عمل عبادی است. قرآن کریم ساختار شخصیتی انسان را چنین توصیف می کند:
انسان بی صبر و طاقت و حریص آفریده شده است. آن گاه که با مشکلی مواجه می شود بی تابی می کند و آن گاه که به امکاناتی دست می یابد، از کمک به دیگران خودداری می کند، مگر نمازگزارانی که هیچ گاه از انجام این عبادات فروگذار نمی کنند.(المعارج: 19و20).
نمازگزار با توجه به مفاهیم والا و بلندی که در روند نمازگزاری از آن ها الهام می پذیرد و طمأنینه و آرامشی که در پرتو ذکر خدا به دست می آورد، به وقار و شخصیتی دست می یابد که چون لنگری او را در تلاطم و طوفان زندگی ثبات می بخشد.

قبول نظم و انضباط

نظم و انضباط به غیر از پی آمدهای عملی، تصویری زیبا و تحسین برانگیز از شخصیت انسان جلوه گر می سازد. این امتیاز که به وسیله تمرین و دقت نصیب انسان می گردد، در جریان زندگی نخست انسان را در پاره ای موارد به اجرای برنامه های مورد نیاز ملزم می کند و سپس با گسترش آن به دیگر موارد، ویژگی نظم پذیری را در او نهادینه می کند. در این راستا نمازهای روزمره که در اوقات معین و به صورت یک الزام دینی در روند و برنامه زندگی جای می گیرد، به صفحه فعالیت های زندگی کادر مشخص می دهد و روح انضباط پذیری و تقیّد به دقت و نظم را در انسان زنده می کند.

همسویی با هستی

هستی همواره هستی آفرین را می ستاید. قرآن کریم می فرماید: «ان من شیء الا یسبح بحمده»؛ همه موجودات خداوند را تسبیح می کنند». (اسراء: 44) حتی غرّش ابرها پیام آور تسبیح الهی اند.(7) آن ها که به ظاهر فاقد شعور و ادراکند، خدای را ستایش می کنند؛ چگونه ممکن است انسان شعورمند در برابر عظمت خداوند کرنش نکند. نماز برترین، زیباترین و پسندیده ترین کرنش ها را دربر دارد و انسان در قالب نماز با هستی همسویی و هستی بخش را تقدیس می کند. وه! که این سرود هستی چه خواندنی و لذت بخش است.





صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی