تبلیغات
فرشته مهربانی - با ماشین سه میلیارد تومانی در تهران احساس پادشاهی می كنم
فرشته مهربانی
هرچیزی که بخوای
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


هرچیزی که توبخوای درهرزمینه ای

مدیر وبلاگ :محمدامین نجفی فینی
نظرسنجی
به نظرشمادربازی جمعه پرسپولیس-استقلال چه نتیجه ای رغم خواهدخورد؟




ماشین بازی یكی از معدود تفریحات موجود اما گران در ایران است كه برای جوانان شمال شهر در ماشین های چند صد میلیونی و برای اهالی جنوب شهر در دودی كردن شیشه های پراید و نصب سیستم خلاصه می شود.

با ماشین سه میلیارد تومانی در تهران احساس پادشاهی می كنم
.




به گزارش انتخاب، در این گرد و غبار قیمت هایی جای خود را باز می كنند كه بیشتر شبیه به یك رویا هستند؛ رویایی كه برای بخشی از شهروندان تبدیل به واقعیت شده است ولی برای بخش بسیار بزرگ تری از شهروندان فقط موجب حیرت می شوند. به هر حال در همین خیابان های شهر ما هر روز خودروهایی مانور می دهند كه قیمت آنها به مراتب بیشتر از حدس و گمانی است كه نوجوانان برای قیمت خودروهای لوكس می زنند.

بهای خودروهای لوكس امروز با قیمت خانه های لوكس برابری می كند. در واقع كالاهای لوكس به ویترینی شبیه شده اند كه همه نمی توانند به آن نگاه كنند. در حال حاضر كمترین نرخی كه برای خودروهای عجیب و پررنگ و روغن وجود دارد ۳۰۰ میلیون تومان است كه در برخی از خیابان های تهران می توان این بنزها را تماشا كرد. البته خودروهای بسیار گران تری نیز وجود دارند.

اكنون بوگاتی ویرون سوپراسپورت منصوری به عنوان سریع ترین و گران ترین خودرو جهان به قیمت ۵/۲ میلیون دلار به فروش می رسد و یك دستگاه از این خودرو رویایی چند ماهی میهمان خیابان های تهران شده است.

محاسبه این نرخ به ریال سر از قیمت های چند میلیارد تومانی در می آورد. از سوی دیگر برخی از مشتریان خودروهای لوكس نیز در میان كمترین و بیشترین قیمت خودروهای لوكس حركت می كنند و ماشین های خود را با ۵۰۰ الی ۶۰۰ میلیون خریداری می كنند.

به نظر می رسد بلایی بزرگ بر سر اقتصاد آمده است، چرا كه در این شهر پرهیاهو و خشن، پاركینگ خانه فردی چند میلیارد ماشین در خود جای داده و فرد دیگری زیر همین آسمان، غم نان، شب نای راه رفتن برایش نگذاشته است.

روزگاری نه چندان دور اتومبیل هایی همچون زانتیا و ماكسیما در خیابان های تهران خودنمایی می كردند و كمتر كسی فكر می كرد روزی ، روزگاری خیابان های تهران پذیرای جدی ترین خودروهای سواری جهان باشد. باورش كمی سخت است اما حقیقت دارد، امروز دیگر خیابان های شمال تهران، میزبان انواع و اقسام ماشین های روز دنیا از جمله جدیدترین سری جدید سوپر اسپورت «بوگاتی ویرون» با قیمتی معادل سه میلیارد تومان است.

خسته از كارهای روزانه، ساعتی را با یكی از دوستان در گوشه پاركی نشسته بودم و اصلاانتظار نداشتم صدای غرشی كه هی نزدیك تر می شد، متعلق به سریع ترین و گران ترین خودرو جهان باشد. انجام حركات نمایشی با گران ترین خودرو جهان، آن هم در خیابان های تهران و بحث شیرین ماشین و ماشین بازی با دوستی كه برای ساعتی فراغت از واقعیت های زندگی با من همراه شده بود، جرقه این گزارش را در ذهن من زد.

بچه های دیروز كه تمام دلخوشی آنها جمع كردن كارت و پوستر ماشین هایی همچون هامر، بنز، بی ام دبلیو، فورد، شورولت، كادیلاك، كرایسلر، فراری و پورشه بود، امروز دیگر بزرگ شده اند و فكر كردن به آرزوهای دوران كودكی كه سقف آن در داشتن سری جدید كارت و پوستر فلان ماشین خلاصه می شد، برای آنها به طنز تلخی می ماند. غم نان و هزینه بنزین و تعمیر پرایدی كه به چندین برابر ارزش واقعی خریداری شده، مجالی برای فكر كردن به چیز دیگری را نمی گذارد. بچه های امروز اما به دنبال كارت و پوستر نیستند و با فشردن پدال گاز این ماشین ها به آرزوهای دیروز من و امثال من، زبان درازی می كنند. ماشین های گران قیمت و لوكس را تنها می توانی در دور دورهای شبانه یا پاركینگ رستوران ها و فست فودهای معروف پیدا كنی.

سام، پسر ۲۰ ساله ای كه آبمیوه به دست به پورشه ۶۳۰ خود تكیه زده بود وقتی فهمید خبرنگارم گفت: از چی این ماشین ها می خواهی گزارش تهیه كنی؟ دوره اینها هم دیگه تموم شده و جذابیت شون رو از دست دادن. سام كه متوجه تعجب من شده بود، ادامه داد: ماشین بازی هم خسته كننده شده و حداقل من یكی رو ارضا نمی كنه. عقربه های ساعت، پایان یكشنبه رو نشون می دهد اما انگار در این قسمت شهر جوانان خیال خوابیدن ندارند.

سام، با دعوت من برای گشتی یك ساعته در خیابان های شمال شهر، كمك بزرگی به تهیه این گزارش كرد. ساعت یك صبح تو یكی از خیابون های فرعی و خلوت ولنجك انبوهی از ماشین های مدل بالاو گران قیمت جمع شده و به انجام حركات نمایشی مشغول بودند.

ماشینی كه جرقه این گزارش رو تو ذهن من زده بود هم گوشه ای پارك شده بود. همه با هم آشنا بودند و وقتی كه سام، من رو خبرنگار معرفی كرد، انبوهی از سوالات شروع شد. بردیا یا همان صاحب گران ترین و سریع ترین خودرو جهان در توجیه خرید این ماشین گفت: بیش از ۵/۲ میلیون دلار بابت این ماشین پرداختم و تنها تفریح من، تو زندگی شده گشت زنی، تو خیابان ها.

بردیا در مورد چرایی پرداخت هزینه سه میلیارد تومانی بابت ماشین نیز توضیح داد: جایی كه تنها دلخوشی و تفریح امثال من شده قلیون كشیدن، چه انتظاری داری. بنزی سفید رنگ با سرعت از كنار ما گذشت كه به گفته بردیا پلاك شده اون رو می تونی ۳۵۰ میلیون تومان بخری. فراری قرمز رنگی كه با دور درجا زدن دود غلیظی راه انداخته بود، توجه من را جلب كرد. فراری خوش رنگی كه به گفته صاحبش بیش از ۷۸۰ هزار دلار پول بابت آن پرداخت شده است.

به گفته بردیا؛ صاحب این ماشین، یكی از پسرهای خانواده ای سرشناس است كه در سال های اخیر به واسطه فعالیت های اقتصادی خردوكلان و در اختیار داشتن سهام یكی از بانك های خصوصی سروصدای زیادی كرده است. آشنایی بردیا با همه برایم تعجب برانگیز است. وقتی علت آن را جویا شدم، پاسخ چیزی نبود جز عشق و حال.

به گفته بردیا، تنها تفریحی كه در حال حاضر وجود دارد ماشین بازی در كلاس بالاست و او هم اكنون شاخ همه ماشین بازهای تهران است. بردیا، ماشین خود را وسیله ای برای دعوت شدن به میهمانی های آنچنانی دانست و تاكید كرد: من ترجیح می دهم به تفریحاتی از این قبیل مشغول باشم تا اینكه به قلیون كشیدن و... بپردازم.

بردیا كه از ماشین خود راضی به نظر می رسید، ادامه داد: با ماشین سه میلیارد تومانی در تهران احساس پادشاهی می كنم، ولی اگر می شد سه میلیارد دیگر داد و ماشین را شماره كرد و جایی برای تست سرعت بود، دیگر غصه ای نداشتم.

دنیای رنگی پولدارها

بازار ماشین بازی داغ بود و انواع و اقسام ماشین هایی كه خیلی ها فقط اسمش رو شنیدن، مشغول انجام حركات نمایشی بودند. قبل از نوشتن گزارش سری هم به نمایشگاه ماشین زدم.

ستاره بنز واقع در خیابان ولیعصر اولین مقصد من بود كه انواع مدل های بنز را آنجا می شود پیدا كرد. فروشنده خیلی خوش برخورد بود و با لحنی خاص شروع به توضیح درباره آپشن های مدلی كه كنارش ایستاده بودم، كرد. وقتی فهمید خبرنگارم، گفت: آقا بنویسید تهران شهر تضادهاست.

بنویسید در منطقه ای كه من زندگی می كنم قیمت تمام ماشین های محل به اندازه یكی از این ماشین ها نیست. احمد كه دلی پردرد داشت، ادامه داد: در شهری كه یكی نان نسیه می خره و یكی دیگه تا سه میلیارد پول ماشین یكی از بچه هاش رو پرداخت می كنه، جای زندگی نیست؛ چون تهران دنیای رنگی پولدارها شده و برای بی پول ها همچنان سیاه و سفیده. خریداری كه مشغول چك كردن آپشن های خودرو مورد نظر خود بود، گفت: پسرم بنویس تو تهران یكی ماشین ۵۰۰ میلیونی سوار می شه و یكی دیگه به خاطر نداری حتی نمی تواند سوار اتوبوس شود.

سرویس ۱۰ میلیون تومانی ماشین

سر راه روزنامه سری هم به تعمیرگاه های خاص این ماشین ها زدم؛ تعمیرگاهی كه عكس گرفتن حتی در آن ممنوع است. متصدی تعمیرگاه با خوشرویی اطلاعات مورد نیاز من را در اختیارم گذاشت. به گفته وی؛ تعمیر بعضی از ماشین ها از جمله فراری كه به صورت گذر موقت تردد می كنند، بیش از ۱۰ میلیون تومان هزینه دارد. خودروهایی هم كه نمایندگی مجاز دارند پس از اتمام گارانتی در بهترین حالت سه تا چهار میلیون هزینه سرویس پرداخت می كنند. علی در پاسخ به تعداد مراجعان روزانه نیز گفت: ما در طول روز به بیش از سه دستگاه خودرو نمی توانیم رسیدگی كنیم و بعضی ها تا یك ماه در نوبت هستند.

علی در رابطه با فلسفه وجودی ماشن های گران قیمت در تهران هم گفت: بودن ماشین هایی از این دست بد نیست، اما باید توجه داشت در شهری كه خیلی ها توان پرداخت قسط ۱۶۰ هزار تومانی پراید خود را ندارند، آدم هایی هم پیدا می شوند كه هزینه یك بار سرویس ماشین آنها بیش از قیمت یك اتومبیل صفر كیلومتر است. بله، اینجا تهران است؛ شهری كه در زیر پوست خود دنیایی از اتفاقات رنگی و سیاه و سفید را جای داده است؛ اتفاقات سیاه و سفیدی كه با فرار مسافر از پرداخت كرایه ۱۰۰ تومانی اتوبوس، عدم توانایی پرداخت حق بیمه ۱۵۰ هزار تومانی و فرار پس از پر كردن باك بنزین ثبت می شود و كمی آن سوتر اتفاقات رنگی زندگی برخی خانواده ها را خوش رنگ تر می كند؛ خانواده هایی كه برخلاف اكثر مردم جامعه به فكر زندگی كردن هستند نه زنده ماندن.

خانه های ۱۱ میلیاردی، قصرهای مجلل، ماشین های چند صد میلیونی و چند میلیاردی، لباس های مارك دار و رستوران های خاص (كه یك وعده غذا در آن برابر با حقوق یك ماه ۷۰ درصد افراد جامعه است) نیز از جمله ابزارهایی هستند كه اتفاقات رنگارنگ این قشر را رقم می زنند. بله، اینجا تهران است و در برخی موارد فرقی با اروپا ندارد.

شاید وقتی به پیشنهاد بردیا برای تهیه گزارش از رستوران های خاص و میهمانی های آنچنانی رفتم من هم به این جمله ایمان بیاورم: «اینجا تهران است، فرقی با اروپا ندارد.»






صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی